
معرفی مشاغل حوزه دیجیتال مارکتینگ
یکی از پیامدهای رشد سریع استفاده از اینترنت در ایران، افزایش اعتماد مردم به خریدهای آنلاین است؛ به طوریکه خرید آنلاین ایرانیها از فروشگاههای اینترنتی سالانه حدود ۶۰ درصد افزایش مییابد.
افزایش اعتماد مردم به خریدهای آنلاین و افزایش حضور آنان در اینترنت باعث شده است تا زمین بازی بازاریابان از فضای آفلاین به فضای آنلاین تغییر کند.
بازاریابی یا مارکتینگ به معنای ارتباط با مخاطبین در مکان و زمان مناسب است؛ به این معنی که نیاز است تا با مخاطبین خود در مکانی که بیشترین زمان خود را در آنجا میگذرانند، ارتباط داشتهباشید. از آنجاییکه افراد بیشترین زمان خود را در اینترنت میگذرانند، اهمیت حضور کسب و کارها در فضای آنلاین دو چندان شدهاست. این اهمیت باعث شده تا حوزههای کاری دیجیتال مارکتینگ بیش از پیش مورد توجه قرار گیرند.
با مطالعه این مقاله علاوه بر آشنایی با مشاغل دیجیتال مارکتینگ، پیش نیازها و مهارتهای مورد نیاز هر عنوان شغلی آشنا خواهید شد. همچنین با شرکت در دوره دیجیتال مارکتینگ میتوانید در این حوزه ها متخصص شوید.
دیجیتال مارکتینگدیجیتال مارکتینگ شامل تمام فعالیتهای بازاریابی است که در آن از بستر اینترنت استفاده میشود. در واقع کسبوکارها از کانالهای دیجیتال مانند موتورهای جستجو، شبکههای اجتماعی، ایمیل، سایر وبسایتها و… به عنوان اهرمی برای رسیدن به مشتریان فعلی و بالقوه خود استفاده میکنند.
کسبوکارها به کمک دیجیتال مارکتینگ در مقایسه با روشهای سنتی بازاریابی میتوانند به تعداد زیادی از مخاطبان دسترسی پیدا کنند و مشتریان بالقوهای را مورد هدف قرار دهند که تمایل بیشتری به خرید یا استفاده از خدمات آنان دارند. بهعلاوه آنکه روشهای بازاریابی دیجیتال به نسبت روشهای سنتی، از نظر هزینه مقرونبهصرفهتر خواهد بود و امکان سنجش موفقیت و اثربخشی تبلیغات به صورت روزانه را نیز فراهم میکند.
ورود به حوزه دیجیتال مارکتینگ و استفاده از روشهای آن، برای کسبوکارها منافعی در بر دارد که در ادامه به تعدادی از آنها اشاره میکنیم.
زمانیکه از طریق تلویزیون، مجلات یا بیلبورد اقدام به تبلیغ میشود، به صورت محدود میتوان مطلع شد که آگهی تبلیغاتی به چه مخاطبی نشان داده شده و کنترلی روی آن وجود ندارد. به طور مثال باتوجه به اطلاعات دموگرافیک محلهای که در آن تبلیغ انجام میشود میتوان متوجه شد که احتمالا آگهی به چه افرادی نشان داده میشود؛ اما این اقدام مانند تیری در تاریکی است!
در دیجیتال مارکتینگ برای کسبوکارها این امکان فراهم است که مخاطبان خود را به طور کامل بشناسند؛ بعلاوه آنکه مخاطبان خاصی را مورد هدف قرار دهند و پیام شخصیسازی شدهای را برایشان ارسال کنند که احتمال تبدیل آنها به مشتری را افزایش میدهد.
برای مثال میتوان از برخی امکانات تبلیغات در شبکههای اجتماعی استفاده کرد و تبلیغ را باتوجه به متغیرهایی چون سن، محل سکونت، علاقمندی، شبکه آشنایان و حتی رفتار آنها در اینترنت، به مخاطب نشان داد. همچنین میتوان از تبلیغات کلیکی «PPC» یا استراتژیهای بهینهسازی موتور جستجو «SEO Strategies» استفاده کرد تا خدمات را به افرادی نشان داد که تمایل بیشتری از خود نشان داده و با کلمه کلیدی مرتبط به آن جستجو کردهاند.
در نهایت میتوان نتیجه گرفت که دیجیتال مارکتینگ امکان انجام تحقیقات لازم برای شناخت مخاطب را به شما میدهد که براساس آن میتوانید استراتژیهای بازاریابی خود را بازبینی کرده و اطمینان حاصل کنید که به مشتریان بالقوه دست پیدا خواهید کرد.
بیشتر بخوانید: استارت آپ چیست؟ و به چه شرکت هایی استارت آپ میگویند؟
و از همه مهمتر دیجیتال مارکتینگ ایجاد گروهبندی میان مخاطبین هدف را ممکن میسازد؛ این مورد زمانیکه چندین محصول و خدمات برای عرضه دارید بسیار کاربردی و کمککننده است.
دیجیتال مارکتینگ این امکان را میدهد تا بتوان به صورت روزانه، کمپینهای تبلیغاتی را مورد بررسی قرار داده و هزینه آنهایی را که بازگشت سرمایه (ROI) مناسبی ندارند، کاهش داد. در صورتیکه در روشهای سنتی (آفلاین)، اهمیتی ندارد که عملکرد بیلبورد تبلیغاتی شما به چه صورت است، به هر صورت باید هزینه آن را به طور کامل پرداخت کنید، چه نرخ تبدیلی برای شما داشته و چه نداشته است.
بهعلاوه، در دیجیتال مارکتینگ شما کنترل کاملی روی هزینهکرد خود خواهید داشت. شاید ترجیح دهید به جای هزینه روی کمپینهای کلیکی، روی نرمافزاری هزینه کنید که به ساخت محتواهایی با نرخ تبدیل بالا در اینستاگرام کمک میکنند.
استراتژی دیجیتال مارکتینگ به شما این اجازه را میدهد تا در زمان مناسب تغییراتی را ایجاد کنید و مطمئن شوید که پول شما هرگز هدر نمیرود.
برای مثال اگر در شرکت کوچکی با بودجه محدود فعالیت میکنید، میتوانید روی شبکههای اجتماعی، بلاگ و سئو سرمایهگذاری کنید؛ سه استراتژی که با صرف هزینه کم، بازگشت سرمایه بالایی به همراه خواهند داشت.
اگر کسبوکاری کوچک دارید، احتمالا رقابت با با رقبای تراز اول صنعت خود برایتان بسیار سخت خواهد بود؛ خیلی از آنان ممکن است میلیونها ریال پول صرف آگهیهای تلویزیونی یا حتی کمپینهای تبلیغاتی بینالمللی کنند. خوشبختانه از طریق استراتژیهای دیجیتال مارکتینگ فرصتهای بسیاری خواهید داشت تا از رقبای خود سبقت بگیرید.
برای مثال، ممکن است تعدادی کلمه کلیدی طولانی شناسایی کنید که مناسب خدمات شماست و براساس آن مقدار قابل توجهی محتوای با کیفیت تولید کنید و به کمک آن برای آن کلمات کلیدی رتبه بهتری در موتورهای جستجو دریافت کنید؛ موتورهای جستجو اهمیتی به سایز کسبوکار نمیدهند، بلکه برایشان این اهمیت دارد که کدام محتوا پاسخگوی بهتری است به نیاز مشتری.
بیشتر بخوانید: تجربه کاربری چیست ؟
بهعلاوه، شبکههای اجتماعی به شما این امکان را میدهد تا از طریق اینفلوئنسر مارکتینگ به مخاطبان جدیدی دست پیدا کنید. اکثر افراد شاید کسبوکارهای شناخته شده و برندهای مطرح را فالو نداشته باشند اما قطعا یک یا چند اینفلوئنسر را دنبال میکنند که اتفاقا اغلب آنها از محصولات یا خدماتی که استفاده کرده و راضی هستند نیز محتوا منتشر میکنند.
دیجیتال مارکتینگ دیدی از تمامی متریکهای مهم مرتبط با فعالیت شما از صفر تا صد را خواهد داد، این متریکها شامل تعداد نمایش، اشتراک، بازدید، کلیک و زمان ماندن در صفحه، میزان تعامل و… است.
این مورد یکی از مهمترین مزیتهای دیجیتال مارکتینگ است. شاید روشهای سنتی بازاریابی برای اهدافی غیر از موارد ذکر شده بسیار مناسب باشند اما بزرگترین ضعف آنها عدم امکان اندازهگیری مناسب است.
در دیجیتال مارکتینگ بازاریابان قادر خواهند بود تا نتایج قطعی عملکردهای خود را در لحظه ببینند. آنها میتوانند به طور دقیق بازگشت سرمایه تمامی فعالیتهای بازاریابی خود را محاسبه کنند.
به طور کلی بازاریابی دیجیتال یک تلاش جمعی است؛ یعنی در آن متخصصانی که در زمینههای مختلف فعالیت دارند، دانش و مهارتهای خود را برای رسیدن به اهداف کسبوکار به اشتراک میگذارند. اما باید حیطه هرکدام از این فعالیتها، دانش و مهارتها مشخص شود.
در ادامه به ۱۳ عنوان شغلی دیجیتال مارکتینگ پرداخته شده است که با توجه به نیاز کسبوکارها میتواند تنظیم شوند.
مدیر دیجیتال مارکتینگ باید با استراتژیها و ابزارهای بازاریابی موجود به طور کامل آشنا باشد و توانایی هدایت کمپینهای تبلیغاتی از زمان شروع تا پایان طرح را با توجه به بودجه تخصیص یافته داشته باشد. علاوه بر آن باید روحیه تیمی بالایی داشته و در این مسیر با تیم بازاریابی، فروشندگان و کارشناسان دیگر به مشورت و راهبری بپردازد.
کارشناس دیجیتال مارکتینگ نیز شرح وظایف و مهارتهای مشابهی با مدیر دیجیتال مارکتینگ دارد؛ تنها با این تفاوت که کارشناس بیشتر در کارهای اجرایی نقش دارد و مدیر در تصمیمگیری و برنامهریزی امور.
به عنوان مثال، مدیر دیجیتال مارکتینگ برنامهای برای اجرای یک کمپین تبلیغاتی تدوین میکند و کارشناس دیجیتال مارکتینگ آن کمپین را راهاندازی میکند، برای رسیدن به بهترین نرخ تبدیل، بهینهسازیهای مربوطه را انجام میدهد و در نهایت گزارشاتی را جهت بررسی مدیر تنظیم کرده و در اختیار وی قرار میدهد. مدیر به تحلیل گزارشات پرداخته و باتوجه به شرایط موجود برای ادامه مسیر تصمیم میگیرد.
بهینهسازی موتور جستجو مفهومی تازه و زمینه کاری کاملا جدید است. با این حال، در همین مدت زمان کوتاه از اهمیت و ارزش زیادی در کسبوکارها برخوردار است و نقش پررنگی در تداوم و موفقیت آنها دارد. از این رو این سمت شغلی جزء مشاغل پرتقاضا محسوب شده که هر شرکت و سازمانی به دنبال جذب متخصص در آن است.
بدیهی است هرچه فضا برای استخدام رقابتیتر باشد، نیاز به داشتن سطح بالاتری از مهارت بیشتر حس میشود.
حال ببینیم به چه فردی کارشناس یا متخصص سئو گفته میشود.
متخصص سئو که به نام سئوکار هم شناخته میشود فردی است که به کمک بهینهسازی سایت برای موتور جستجو و بهبود تجربه کاربری به افزایش رتبه و رنکینگ سایت در موتورهای جستجو مانند گوگل، بینگ و یاهو و… میپردازد.
به عبارت دیگر، متخصص سئو با استفاده از تکنیکهای سئو و روشهای افزایش ترافیک سایت از موتورهای جستجو تلاش میکند تا در صفحه ۱ نتایج جستجوی گوگل (SERP) و در رتبه ۱ جایگاه بگیرد.
بسته به سیاستهای کسبوکار ممکن است نوشتن و تولید محتوا نیز از وظایف سئوکار باشد؛ در نتیجه نیاز است تا متخصص سئو بر زبان فارسی و قواعد نگارشی تسلط خوبی داشته و توانایی نوشتن محتوای سئو شده را داشته باشد.
کارشناس CRO به کمک بررسی سفر مشتری و قیف فروش، وظیفه بهینهسازی نرخ تبدیل را برعهده دارد.
بهینهسازی نرخ تبدیل به طور کلی به فرآیندی گفته میشود که طی آن درصد بازدیدکنندگان سایت که دست به اقدام مدنظر کسبوکار میزنند، افزایش مییابد. این اقدام شامل ثبت ایمیل آدرس، عضویت در سایت یا تکمیل کردن فرم و دادن اطلاعات شخصی است.
در این فرآیند، کارشناس CRO کارایی عناصر و روشهای مختلفی را تست میکند تا در نهایت به بهترین مسیر برای تبدیل مخاطب به مشتری باتوجه به کسبوکار برسد.
این بهینه سازی به دلیل آنکه باعث افزایش کارایی فعالیتهایی بازاریابی میشود بسیار مورد توجه است.
استراتژی محتوا به زبان ساده به معنای برنامهریزی برای تولید، توزیع (به دست مخاطب رساندن) و مدیریت محتوای کاربردی.
به طور کلی استراتژیست محتوا با چهار تیم متشکل از مدیر کسبوکار، تیم مارکتینگ، متخصص سئو و مدیر محتوا در ارتباط بوده و نکات هر یک را دریافت کرده و درنهایت یک سند استراتژی محتوا تدوین میکند.
در یک تعریف کل میتوان گفت افرادی که به مدیریت، برنامهریزی و ارزیابی کمپینهای مختلف تبلیغاتی میپردازند، کمپین منیجر گفته میشود. مدیریت کمپین فرآیندی است که در آن برنامهریزی، اجرا، پیگیری و ارزیابی یک برنامه مشخص بازاریابی و تبلیغاتی صورت میگیرد.
مدیر کمپین علاوه بر مدیریت و برنامهریزی کمپین میبایست بر اجرای صحیح و منظم آن نظارت داشته و گزارشات مربوط به کمپین را تجزیه و تحلیل کند.
ایمیل مارکتینگ یکی از قدیمیترین روشهای بازاریابی و تبلیغات در فضای آنلاین است. شاید به نظر برسد که ایمیل مارکتینگ امروزه کمتر از گذشته مورد استفاده قرار میگیرد اما این مورد از اثربخشی و میزان اهمیت آن کم نکرده است.
یک متخصص بازاریابی ایمیلی با استفاده از مهارتهایی چون بازاریابی محتوایی و کپیرایتینگ و ابزارهایی مانند mailchimp و … میتواند یک کانال ورودی پربازده برای جذب مخاطبان بسازد.
البته کار کارشناس ایمیل مارکتینگ فقط به ارسال ایمیل ختم نمیشود بلکه وی استراتژیهایی کاربردی را جهت معرفی و افزایش آگاهی از برند، ایجاد مشتریان وفادار و تعامل با آنان طراحی و اجرا میکند.
درواقع، کارشناس ایمیل مارکتینگ علاقهمند به برقراری ارتباط، تعامل، درگیر کردن و حفظ مشتریان است.
در گذشته طراحی به معنای طراحی گرافیکی محصول بوده و تمرکز بر ظاهر آن داشته اما با پیشرفت تکنولوژی دیجیتال و توقعات افراد از تعاملات دیجیتالی، این نیاز ایجاد شده که بیشتر به احساسی پرداخته شود که در کاربر با استفاده از محصول ایجاد میشود.
طراحی کاربری به معنای فرآیندی است که به کمک آن، طراح سعی میکند تشخیص دهد که تجربه کاربری کاربر در زمان کار با محصول چیست.
درواقع، نقش طراح UX ایجاد یک تجربه لذتبخش برای مخاطب هنگام استفاده از محصول، سایت یا اپلیکیشن است.
کارشناس تجزیه و تحلیل مسئولیت تفسیر دادهها و الگوها و تبدیل آن به اطلاعات کاربردی به منظور تصمیمگیری و کمک به استراتژیهای بازاریابی را برعهده دارد. وی همچنین به اجرای مدلهای تحلیل داده جهت شناسایی رفتار مشتری و الگوهای خرید وی میپردازد.
شاید یک دهه پیش شغلی به عنوان ادمین یا کارشناس شبکههای اجتماعی تعریف مشخصی نداشت زیرا شبکههایی مانند فیسبوک به تازگی شروع به کار کرده بودند و خیلی از افراد با نحوه استفاده از آن آشنا نبودند. اما امروزه با گسترش شبکههای اجتماعی و نفوذ اینترنت در زندگی روزمره افراد، کسبوکارها نیز به بازاریابی در شبکههای اجتماعی روی آوردهاند.
به طور کلی فردی که مسئولیت شبکههای اجتماعی را برعهده دارد باید به صورت پیوسته و در تمامی شبانه روز به نظارت، مدیریت و بهروزرسانی صفحات اجتماعی بپردازد و با مشتریان تعامل خوبی برقرار کند.
مدیر محتوا مسئولیت صفر تا صد فرآیند تولید محتوا را برعهده دارد؛ یعنی از پیادهسازی استراتژی محتوا گرفته تا فرآیند توزیع محتوا و ارزیابی.
درواقع، مدیر محتوا با زبانی ساده، چکیده هدف و برندسازی یک کسبوکار را به مخاطبان میرساند تا آنها در سریعترین زمان بتوانند با کسبوکار آشنا شده و ارتباط برقرار کنند.
در ادامه به شرح وظایف اصلی این سمت پرداخته شده است.
استراتژیستهای دیجیتال مارکتینگ به کسبوکارها برای اجرای کمپینهای تبلیغاتی مشاوره و برنامه میدهند. به عبارت دیگر، آنها به کسبوکارها میگویند که چگونه باید به بهترین وجه از اینترنت و ابزارهای دیجیتال برای رسیدن به اهداف سازمان استفاده کنند.
استراتژیستهای بازاریابی دیجیتال از قدرت تحلیل بالایی برخوردار بوده و با آنالیز دادهها، بررسی و مقایسه نتایج کمپینهای خود با رقبا به برنامهریزی و تدوین برنامههای عملیاتی بازاریابی دست میزند.
بلاگر شخصی است که مقالات سایت را نوشته و وظیفهی اصلی او پاسخگویی به نیازها و دغدغههای مخاطبان است.
در ادامه به شرح وظایف اصلی و مهاراتهای موردنیاز این سمت پرداخته شده است.
هدف اصلی کارشناس محتوای بصری برجسته کردن هویت سازمانهایی است که با آنها همکاری میکنند. آنها با استفاده از نرمافزارهای مختلف، هویتی خاص به محتوا میدهند. این هویت شامل قلمها، اشکال، رنگها، تصاویر، عکاسی، انیمیشن، آرم، افکتهای ویدئویی و … هستند.
بنابراین، هر کارشناس هویت بصری باید توانایی حل مسائل و ایجاد ارتباط میان مخاطب و کارفرما را دارا باشد.
در پایان یادآور میشویم که دیجیتال مارکتینگ به معنای ارائه و فروش خدمات با استفاده از روشهای بازاریابی آنلاین مانند بازاریابی شبکههای اجتماعی، بازاریابی موتور جستجو، ایمیل مارکتینگ و … است.
در واقع قانون شماره یک بازاریابی، ارائه پیشنهاد مناسب در زمان و مکان مناسب است. با توجه به فراگیری اینترنت، تعجبی ندارد که اگر بگوییم امروزه مکان مناسب همان فضای آنلاین است. به همین دلیل است که برای دستیابی به بهترین نتایج نیاز است تا در فضای آنلاین حضور داشته باشید.
همانطور که میدانید فضای آنلاین و ابزارهای دیجیتال از تنوع و گستردگی فراوانی برخوردار هستند و استفاده از آنها نیازمند داشتن تخصص و مهارت است. کسبوکارها با توجه به نوع فعالیت و میزان حضورشان در فضای آنلاین میتوانند از حوزههای مختلفی از دیجیتال مارکتینگ بهره گیرند.
در این مقاله سعی شد تا علاوه بر اشاره به وظایف و دانش تخصصی موردنیاز مشاغل کلیدی دیجیتال مارکتینگ، تفکیک صحیحی از آنها نیز صورت گیرد.
سئو و بهینه سازی سایت...